یاد ایام

خرید بک لینک

داشتم واسه امتحان آماده میشدم و کلی درگیر بودم و ایناااا که یهو یاد یه خاطره از دوران راهنمایی افتادم. آقا ما توی راهنمایی یه همکلاسی داشتیم که به نسبت ماها اندام درشت تری داشت، در واقع وقتی اولین بار کلاس اول راهنمایی دیدمش کاملا به بلوغ رسیده بود و اصلا شبیه ما ریزه میزه ها نبود! یه روز سر کلاس ریاضی که معلمشم مرد بود، به دلیلی که یادم نمیاد برگشتم عقب کلاس نگاه کنم که یهو دیدم این دختره یه سینه اش بیرونه کاملا!!!بعد من هی روم نمیشد چیزی بهش بگم ولی هر بار عزمم جزم میکردم که برگردم بهش بگم، باز روم نمیشد:))))))))) بعد امروز یهو این از ذهنم گذشت که اون روز اون معلم ریاضیه راجع به من چه فکری کرده؟! حتما پیش خودش گفته عجب بچه هیزیه این دیگه!!!:) خلاصه اینم تراوشات ذهن بنده بود تحت تاثیر فشار امتحانات!:)

little bright sparks in the dark...

ما را در سایت little bright sparks in the dark دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 21:36

صفحه بندی